X
تبلیغات
پلاک هشت بهشت
 
 
تو اصلا چرا چادر سر میکنی؟؟ها؟؟؟؟
اول از همه سلام ببخشید که دیر به دیر سر میزنم به وبهاتون.از این پس هستم انشالله

امروز یه نگاهی انداختم واحساس کردم جای حجاب تو پلاک هشت بهشت کمی خالی بود.بخاطر همین دست بکار شدم.

حتما تا تهش بخونید که نابه!!!!!امیدوارم مورد استفاده همه باشه هم آقایون وهم خواهرای گلم.

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟
بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.
پرسیدم: با منی؟
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.
خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.
گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.
گفتم من چادر را دوست دارم. چادر ؛ مهربانیست .
با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای…
گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی توست .
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.
پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.
گفتم خوب ؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید ؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید .
تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر . این تکالیف مکمل هم اند ، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من ، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد ، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم ، غض بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.
همسر تو، تو را “دید”، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!
گفت: خوب… ما به هم تعهد دادیم.
گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.
من چادر سر می کنم ، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد ، و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو ، به هم نریزد . همسرت نسبت به تو دلسرد نشود . محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود . من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم ، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم ، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو . من هم مثل تو زن هستم . تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم . من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم ، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم . من روی تمام این علاقه ها خط قرمز کشیدم ، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم .
سکوت کرده بود.
گفتم؛ راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی

.....................................................................................

راستی یادمون باشه حجاب ظاهر- یه راهه برای حجاب دلمون پس از اصل غافل نشیما...



نویسنده : مصباح
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392
آمدی فجرآزادی!!!
یادمان باشد هرچه دشمن برایمان خواست،آن راه ماست

جمعى از فضلا در محضر حضرت آیت الله سبحانى(دامت برکاته) حضور داشتند، سخن از وحدت اسلامى به میان آمد، و نظرهاى موافق و مخالف مطرح شد.هنگامى كه سخن حاضران به پایان رسید ایشان زمام سخن را به دست گرفتند و با قضاوت خاص میان موافق و مخالف چنین گفتند:

اصولا باید «وحدت‏» اسلامى به صورت منطقى تحدید و تفسیر شود تا موضوع تعریف منطقى نداشته باشد نمى‏توان درباره‏ى آن نفیا و اثباتا داورى نمود.
متاسفانه منادیان وحدت یا مخالفان آن كمتر به این موضوع پرداخته‏اند و غالبا پیامدهاى خوب و بد آن را مطرح مى‏كنند بدون این كه روشن كنند این پیامد از آن كدام تفسیر از وحدت است.
حضرت آیت الله سبحانى افزودند: در سالهاى 1327ه. ش مرحوم میرزا محمد تقى قمى كه از پایه‏گذاران «دار التقریب بین المذاهب الاسلامیة‏» قاهره بود، در مدرسه‏ى فیضیه پیرامون تقریب سخن گفت، و حقا كه او موضوع را به صورت واضح بیان كرد. حاصل گفتار او این بود كه تقریب و یا وحدت دو معنا دارد:
1.تمام فرق اسلامى را در یكدیگر ذوب كنیم و از همگان فرقه واحدى بسازیم و به عبارت روشنتر: شیعه را سنى و یا سنى را شیعه كنیم تا اختلاف از بین برود و وحدت تحقق پذیرد.
مسلما این تفسیر مورد نظر اعضاى دارالتقریب نبوده و در این اعصار این نظریه امكان پذیر نیست، زیرا علاقه و دلبستگى پیروان هر یك از دو گروه به مختصات و ویژگى‏هاى خود، آن چنان محكم و استوار است كه حتى با نبرد خونین نمى‏توان جریان را یك طرفه ساخت تا چه رسد در پرتو مذاكره و گفتگو.
2.هر دو گروه مشتركات فراوانى در عقاید و احكام و اخلاق دارند، مشتركاتى كه آنها را به صورت ملت واحدى در آورده، و در این 14 قرن تحت پوشش اسلام زندگى كرده‏اند،و در عین حال هر دو گروه داراى ویژگى‏هایى در عقاید و احكام مى‏باشند.
منادیان تقریب مى‏گویند: مشتركات دو گروه به قدرى فراوان است كه مى‏تواند پیوند محكمى در میان پیروان هر دو گروه پدید آورد و در عین حال هر گروهى به مختصات خود علاقمند باشد و به عقیده‏ى مخالف نیز احترام بگذارد.
و به دیگر سخن: اختلاف در این ویژگیها مایه‏ى جنگ و خونریزى و مشاجره نباشد و آنها را در زندگى و یا جوامع بین المللى در مقابل یكدیگر قرار ندهد.
در گذشته اردوگاه شرق و غرب فاصله زیادى با یكدیگر داشتند، نظام حاكم بر یكى سوسیالیستى و حاكم بر دیگرى سرمایه‏دارى بود ولى در عین حال هر دو در مواضعى كه با هم نفع مشترك داشتند وحدت رویه را از دست نمى‏دادند. و بسان تیغه‏هاى یك قیچى كه از هم فاصله دارند در قطع یك ریشه مخالف با هم حركت مى‏كردند و ریشه را مى‏زدند.
مسلما باید از وحدت و تقریب به شیوه یاد شده، پشتیبانى كرد، و این كه امروزه شیعه در جهان به طور كامل شناخته نشده، یكى از عوامل آن، وجود بدبینى در طرف مخالف است. اگر این بدبینى از بین برود و هر دو گروه، هم دیگر را تحمل كنند شیعه در جهان به خوبى شناخته مى‏شود، و مشتركات به صورت روشن تجلى مى‏كند.

در اعصار گذشته خصوصا در ایام شكوفایى تمدن اسلامى همكارى میان دانشمندان دو گروه چشمگیر بود. یعنى شیعیان در حوزهى درس استاد سنى حاضر شده و از آن بهره مى‏گرفتند و همچنین سنیان از حوزه درس استاد شیعه استفاده مى‏كردند و در عین حال هر دو گروه با توجه به مشتركات، متمیزات خویش را حفظ مینمودند. 

....................................................................................

پس یادمان باشدوحدت ما چه اهمیتی دارد.وچقدر دشمنان اسلام برای خدشه ی این وحدت تلاش میکنند.

وباید بدانیم مسلما هر چه دشمن برایمان خواست،آن راه ماست


میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)بر شما تبریک وتهنیت باد



:: برچسب‌ها: شیعه, سنی, وحدت مسلمانان, هفته وحدت
نویسنده : مصباح
تاریخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392
اول بیا پاسخ چرا های خودمان راروشن کنیم.
ودنیای جالبی ست،آدمها آنگونه اند که نیستند،انگار پازلی راکه خداچیده بود تا هرکه در جای خودش قرار بگیرد  را کاملا فراموش کردیم...وشایدصاحب پازل دنیا راهم....

منو تو که قرار بود خلیفه خداباشیم روی زمین حالا حتی نمیتوانیم پاسخ چراهایمان رابدهیم.....

اگر خدا کفیل رزق است ..............غصه وحرص چرا؟

اگر دنیا فریبنده است..................اعتماد به آن چرا؟

اگر بهشت حق است...............تظاهر به ایمان چرا؟

اگر جهنم حق است.................این همه ناحق چرا؟

اگر حساب حق است...............جمع مال حرام چرا؟

اگر قیامت حق است................خیانت به مردم چرا؟

اگر دشمن انسان شیطان است......پیروی از او چرا؟

میبینید همه را میدانیمو گرفتارش هستیم....

بیادانسته هایمان  را رهاکنیم...

ایمانمان را که بیاوریم پاسخ چرا هایمان راهم خدامیدهد.....

.....................................................................

بعدنوشتش باخودتان.....



نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه پنجم دی 1392
شیدای شهادت

و مگر نه آنکه از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تن ‌پرور بر می‌آید؟پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره ‌های کوچک که به کوچه ‌هایی بن‌ بست باز می‌شوند نمی‌توان جست، بهتر آنکه پرنده‌ی روح، دل در قفس نبندد پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر، پرستویی که مقصد را در کوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی ‌هراسد.


2ule_شهداوشهادت.پلاک_هشت_بهشت.png

...........................................................................................

شادی روح مردان آسمانی شهرستان بهار صلوات.

b8yj_شهدای_شهر_بهار..آیت_الله_بهاری.پلاک_هشت_بهشت.png

................................................................................................

یكی از بزرگان نقل كرده‌اند: اطرافیان آیت الله بهاری  در زمان حیاتش، به ایشان پیشنهاد می‌كنند بعد از رحلتش، جنازه‌اش را به نجف منتقل كنند و در آن جا به خاك بسپارند. ایشان با قاطعیت می‌گوید: مرا در گورستان شهر بهار دفن كنید. چون می‌خواهم كنار شهیدان باشم.
(جنگ تحمیلی بعد از رحلت ایشان بوده واین علیرغم یک پیش بینی نشان از اهمیت بر مقام والای شهید است.)

http://www.vip.irfreeup.com/do.php?img=55249

........................................................................

کاش یادمان نرودهدف های پاک انها راچراکه احترام بر اهداف شهدا، بر محترم شمردن اجساد شهیدان مقدم است.



:: برچسب‌ها: آیت الله بهاری, شهرستان بهار, عکس جدید وبلاگ
نویسنده : مصباح
تاریخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392
ره مولا را فراموش نکنیــم

ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﻨﺪ،
ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ،
ﺣﺎﻻ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ، ﮐﻪ [ او ] ﭼﻪ ﺯﺟﺮﯼ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻡ ﺣﺮﻓﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻫﯿﭻ،
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ ....

پیام عاشورا چی بود ؟

امام چرا رفت ؟ چرا جنگید ؟ چرا تسلیم نشد ؟ چرا شهید شد ؟

کسی شک نداره که پیام امام حسین علیه السلام و روز عاشورا مبارزه با ظلم و ظالم واحیای دینمون بود...

اما در همین کشور همسایه تمامی اعضای یک خانواده شیعه را می کشند و کودک خردسالش رو اعدام می کنند ولی تو قمه بر سر تروریستها که نه ، بر سر خودت میزنی ؟!

در مراسم عزاداری در افغانستان و پاکستان  دست به کشتار شیعیان می زنند ، ولی تو هنوز هم داری بر سر خودت قمه میزنی !

در میانمار مسلمانان رو زنده زنده در آتش می سوزانند ولی در کمال آسایش تو هنوز هم به قمه زدن خودت مشغولی !

در فلسطین زن و کودک و پیر و جوان رو با هم به خاک و خون میکشند و تو مشغولی و باز هم به خیال باطل خودت داری ثواب میبری ! 

شمر و یزید 1300 سال پیش به درک واصل شدند ؛ کاش شمرهای امروزی رو دریابی ... وگرنه قمه ای که بدست خودمون بخواد بر سر خودمون فرود بیاد رو حتی سفیر انگلیس حاضره بیست هزارتاش رو بخره و به هیاتهای عزاداری هدیه بده و داده ( تاریخ رو بخونید )

سرحرفم تنها برقمه زنی نیست بسیاری از کارهای ما ازخود قمه زنی بدتر....

افسوس که پیام امام حسین رو متوجه نشدیم ؛

نه ...  بدتر از اون اینکه حتی برعکس متوجه شدیم ... 

کربلا دوصفحه داشت صفحه تیره وروشن.

صفحه تیره همان ظلم وارد شده برحسین بود صفحه روشن راه مولا وافتخار زینب به این راه.

انها همه چیزرا ازدست دادند غیر ازایمان...این حرفی بود که مولا خواست بزندولی ماهم اکنون درروضه هایمان تنها بحال مظلوم امام حسین ع میگرییم....

....................................................................

خداکنه که ره مولا رو فراموش نکنیم باتمام وجود آرزو میکنم که همه شما عزیزان که این پست رو خوندید کربلایی شید.

 

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392
یاغریبــــــــــ الغربا

 

حتـــــما قرار شاه و گدا هست يادتان
آري همان شــب كه زدم دل به نامتان
مشـــهد،حـــــرم،ورودي باب الجودتان
آقا دلـــــم عجــــيب گرفته برايتـــــــان
 

 

 

..........................................................................

حرفهایم بماند حرم امن الهی ات و....امروز من وامیدامضای دعوت نامه ام...

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !
از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا

.

.

.

وااای واقعا ازهمتون شرمنده ام هی نظر میاد که چرا سرنمیزنم به وبلاگها به جان خودم من مطالبتون رو میخونم ولی متاسفانه قادر به گذاشتن کامنت نیستم با مشکل فنی مواجهم  وفعلا اصلافرصت ندارم رفعش کنم ...

تمنا میکنم ناراحت نباشید.به لطف خدامن هستم ومطالبتون رو مثل همیشه با تمام وجود میخونم ازهمه رفقای با معرفت حقیقتا سپاسگزارم....این تنها راهی بود که پاسختون روبدم امیدوارم بخونیداین قسمت رو

فقط اینکه دعامون کنید ودعاگوی شما عزیزان هستم.یاعلی ابن موسی الرضا....

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392
یه دلنوشت
وپس از مدتها دلمان هوای خریدکردوقدم دربازار گذاشتیم.

چه کسی میگفت گرانی شده؟؟؟همه چیز را امروز ارزان دیدم

ارزان بود لبخندمعنی دار دخترک وقتی آن را به خاطر تخفیف هزار تومانی به صاحب تشنه ی لبخند تقدیم میکرد

ارزان بود قدم های هرزه دخترک با آن قیافه ای که نمیدانم باخودش چه فکری کرده بود با آن سر ورو؟

وارزان بود ایستادن پسرکی در یک گوشه بازار وساعت ها نگاه کردن وصدهابار سرو گردن وچشم ها چرخاندن

وارزان بود نگاه های تیزمردی که دست دردست همسرش شکار لحظه ها میکرد

و.........شایدارزان شده بود غصه مردی که درهمان حوالی میگفت:

خدایا به منِ مهــــــــدی بخششان

ونمی دانم....نمیدانم.

..............................................................................

اینبار نمیگویم خدایا فرج مهدیمان  را برسان میگویم خدایا گران کن قدر وارزشمان را.التماس دعا

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم

حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مى آمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید

 وقتى که برایش غذا یا شیر مى آوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا از گرسنگى و تشنگى بمیرد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟

واین خصلت ها دگر جایی برای صحبت من وتو نمی گذارد فقط لحظه ای چشم دلمان را باز کنیم "مســــــمانان"

 

....................................................................

دراین شبهایی که خدا تمام نظرش معطوف به بندهاشه برای حال دل همه ی همنوعانمون دعاکنیم،دعاکنیم که نکنه یه وقت ماه رمضونمون تموم شه وروز ازنو....دعاکنیم تا آخر دستمون تو دست خدا بمونه ودعا کنیم خدا توفیق معرفت از دین ومذهب طلایی مون ،وپیروی از مولای عزیزمون رو بهمون عطاکنه. 

خداکنه که بدونیم صاحب عصرمون همیشه حضور داره و با بند بند وجودمون  براظهورش دعاکنیم. 



نویسنده : مصباح
تاریخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392
!!!برس بحسابت،قبل از اینکه بحسابت برسند!!!!!

هممون خیلی خوب میدونیم که روزهامون دارن باسرعت میگذرن همینطور لحظه های ماه مبارک.خداییش چند بار صبح بیدارشدیمو گفتیم خدایا شکرت که به من یه فرصت دیگه دادی تا بتونم بهتر باشم وشرمنده ات نشم.وچند روز داشتیم که بهتر ازدیروزش بودیم؟

بخاطر صاحب این روزهای عزیز از ماه مبارک رمضان یه حدیث خیلی زیبا از مولاعلی(ع) رو آوردم:

امام علی علیه السلام  می‌فرماید: «چقدر شایسته است که انسان در ساعتی از زندگی خود، از مشغولیت‌های زندگی چشم بپوشد و به حساب نفس خود برسد و در آنچه روز و شب به دست آورده یا از کف داده، اندیشه کند».(1)

اما چطور میشه به این حدیث زیبا عمل کرد.این راهی که خدمتتون عرض میکنم راه حل موءکد بسیاری از علما بزرگوار هست،میدونم که شما دوستان بزرگوارم حتما این رو شنیدید اما واقعا بیاید یکبار هممون عملیش کنیم وآخر ماه رمضون اگه دلمون پرسید یه برکت از ماه رمضونت بگو بگیم *محاسبه نفسم*.وانشالله همیشه ادامش بدیم

مواد لازم :5دقیقه وقت،یه دفترچه کوچک،یه قلم.

طرزکار:هرشب 5دقیقه قبل خواب  تمام روزتون روکنترل کنید هرگناهی داشتید بنویسیدوهمون شب استغفاروتوبه کنید چون شاید فردایی درکارنباشه....میتونید برای تشویق خودتون به کار خوب کارهای خوبتون رو هم بنویسید وهرروز بیشترش کنید.انشالا وقتی عملیش کنید میدونید که وقتی فردای روز محاسبه، میخواید گناه کوچیکی انجام بدید چون میدونید شب باید بنویسیدش انجامش نخواهید داد.

اینطور چون قدمی برداشتید باخیال راحت واسه ظهور آقا دعاکنید.

...........................................................................

1:عبدالواحد تمیمی آمدی ، غرر الحکم و درر الکلم

امیدوارم تو ماه بندگی خدا بهترین بنده خداباشید.ماروهم از دعای خیرتون فراموش نکنید

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : جمعه بیست و هشتم تیر 1392
يکی قطره باران ز ابری چکيد/ خجل شد چو پهنای دريا بديد

سلام.همیشه کوتاه مینویسم که موجب رنجش نشه وحداقل خونده شه ولی اینبار بلنده اما نابتر از همیشه..انشالا مورد استفاده تون درزندگی قرار بگیره.

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (لقمان/۱۸)

و روى خود را از مردم (به تکبّر) بر مگردان، و در زمین مغرورانه راه مرو، زیرا خداوند هیچ متکبّر فخر فروشى را دوست ندارد

....................................................................

هروقت دیدیم که غرورودلمون رو فراگرفته فقط به آسمون نگاه کنید وخدا رو ببنید مثل همون قطره بارون سعدی که دریارو دیدوخجل شد...درپناه حق

اصلش ادامه مطلبه از دستش ندید.



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : دوشنبه دهم تیر 1392
صرفا جهت اطلاع

میخوام بدون مقدمه برم سر اصل موضوع که همه بهتر میدونن تو این دوره اصل موضوع *انتخـــــاباته*

اول یه مقداری راجع به مشکلات اصلی این دوره وبعد راجع به اینکه باید چه کسی رو انتخاب کنیم می نویسم.

یکی از بارز ترین مشکلات این دوره واقعا ضعف نظارت بر امور بود.درسته که خیلی کارها انجام شد وشاید بعضی هاش موثر واقع شد اما باید به این موضوع دقت نظر داشت که چرا ما دریک قسمتی از زمان در شرایط بحران قرار گرفتیم واین اوج احتکار ها وگران فروشی ها جدای از بحث گرانی چقدر دید مردم رو نسبت به نظام تغییر داد.

برخی از مشکلات به راحتی حل نمیشن ولی اگه جمله"پیشگیری بهتر از درمان"قراره به دردی بخوره یکیش دقیقا همین جاست.واین پیشگیری همون اِعمال نظارت هست.

اگر اینقدر رو این مسئله تاکید دارم شاید به  این جهت باشه  که وقتی گاهی در قبال این افراد محتکر وگران فروش که یه جمله معروف دارن:(دیگه گرانیه ه ه دیگه ه ه ه)قرار میگیرم ومی دونم که دارن از آب گل آلود ماهی جذب میکنن،واقعا نمی دونم باید به کی گفت که پیگیری بشه.الحمدلله به مسوولین هم که گفته میشه قریب به اکثر اوقات "وقت"ندارن چون در جلسات مهمی همیشه بسر میبرند.

پس  رییس جمهوری که اگه رای بیارید سنگ تموم میذارید ،تو این شرایط نظارت خیلی جدی فراموش نشه.که بهترین راه حل برای عبور از تشدید یکسری بحران های اقتصادی وسایر بحران هاست وبعد انشالا برید سر برنامه های آینده.

بالا خره این حرفو زدمو خیالم راحت شد.انشالا با انتخاب رییس جمهور اصلح بتونیم کشوری روکه با خون دل هاحفظش کردیم  به یه حد مطلوبی برسونیم وانشالامورد رضایت خداوحضرت ولی عصر(عج)قرار بگیره.

 

............................................................................................

ادمه مطلب (شرایط کاندیدای اصلح از دیدگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری) فراموش نشه.التماس دعا دارم.

 



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : چهارشنبه یکم خرداد 1392
با آل علی هر که درافتاد برافتاد

میخواهم از عقل بنویسم همان نعمتی که خدا داد که پیداکنیم راهمان را.

وگاه گاه کسانی را میبینیم در مسیر همین زمان ایستاده اند وآیه شریفه خدانصیبشان میشود

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ.( سوره : البقرة آیه : 18)

کرانند از شنیدن حق.گنگانند ازگفتن حق وکوراننداز دیدن حق واز گمراهی باز نمی گردند.

نمدانم با چه قیاسی میزنند این حرفها را مگر نمی دانند تصمیم به نبش قبر چه کسانی رادارند.وای بر اینان که نم عقلشان همیشه در هر دوره ای نمایان است...

حجربن عدی بس نبود حال ذهن پوشالیشان را بکار گرفتند ومی گویند: قبر علی بن ابی طالب (صلوات الله علیه)را هم نبش میکنیم و مهدی تان را از سرداب درمیاروم و می کشیمش!(یکی از وهابیون برای تخریب حرمین شریف)

نوشتم تا بگویم بله شما میتوانید ولی به همان نحوی که افراد قبل شما توانستند.... صدام حسین که روزی به بارگاه قدسی حضرت اباعبدالله شدیدترین جسارتها و اهانتها را نمود پایان کار خود را دید...

حرفم سر من،تو، مسمان، غیر مسمان وایرانی وغیر ایرانی نیست....حرف سر این است که تا حالابا آل علی هر که درافتاد برافتاد...



:: برچسب‌ها: بی حرمتی, حجربن عدی, حضرت زینب س, علی ع, صدام حسین
نویسنده : مصباح
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392
دیروز ازهرچه بود گذشتند، امروز از هرچه هستیم بگذریم...

راستش حال وهوای قلم زدن نبودمدتی است دنبال درد های شهدا میگردم همان دردهایی که ماراحت دردرلهایشان ایجاد میکنیم بی آنکه خم بر ابروآوریم.من ازدیار شهری هستم که عالم ربانی حاج شیخ محمد بهاری (ره)درآن آرمیده است.همان عالِمی که فرموده بود پس از مرگم مرا در شهربهار به خاک بسپارید چراکه لاله هایی دراطراف مزارم می رویند؛چه تعابیر قشنگی به کار بردندوچه زیبا تعبیر شد وقتی پس از جنگ تحمیلی هرروز لاله های دور مزارش بیشتر میشدند.

اماااا...گاهی چه راحت مزارهای شهدایمان تبدیل میشوند به پاتوق های دخترکان وپسرکانی که فراموش کرده اند دوربین های نه مخفی بلکه آشکار شهدا را....

گفتن اینها کارآسانیست امادرکش به جای شهدا سخت است گاهی فکر میکنم شهدای عزیز شهرم امثال محمدحاجیلویی،سیدابراهیم مصطفوی،حاج محسن نعمتی،مصطفی بسم اللهی  یاسیدمحسن حسینی بادیدن این صحنه ها دردل خودچه میگویند؟

بخداعین قدرنشناسی ست این کارها...نمی دانم میرسد به گوشهای امثالشان یانه ولی من همچنان با امید می نویسم....



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392
سینه ای کزمعرفت گنجینه اسراربود

مادرجان!تازیانه ای که بر پیکر نازنین تو فرود آوردند در مقابل تبری بود که ابراهیم بر بتها فرود آورد وشکستن پهلوی تو به خاطر بغض شکستن بتهایی بودکه پدرت پیامبر خدا(ص)وهمسرت علی(ع)درعهد جاهلیت شکستند...وتا روز قیامت شرمسار باد دستی که بر گونه خداگون تو نواخت.

دل اگر درغم تو شرحه شرحه شود شگفت نیست که همانا داغ شکستن پهلوی تو عظیم تر از شکافتن فرق علی(ع)است که تا ابد داغش بر دل دوست دارانت خواهد ماند.ای مادر بزرگوار؛تا ابد چشمانشان گریان باد آنان که تورا کشتند که با کشتن تو،علی تنها ماند وانسانیت بی مادر شود ای خیر کثیر.

رسول گرامی اسلام(ص):«اگر تمامی حلم جمع شود ومردی شودهر آینه ی او علی خواهد بود؛واگر تمامی عقل مردی شودهر آینه ی او حسن خواهد بود،واگر کل سخاوت مردی شود حتما او حسین خواهد بود،واگر تمامی حسن وکمالات در شخصی تجسم یابد هر آینه ی او فاطمه خواهد بود،بلکه فاطمه اعظم است از تمامی حسن وکمال،پس به درستی که دخترم فاطمه بهترین اهل زمین است از لحاظ شرف وکرامت وعنصر وجودی.»

.....................................................................

ایام فاطمیه روخدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.وآرزودارم سرسفره خانم فاطمه زهرا س بهترین ها نصیبتون شه.التماس دعادارم.

 



:: برچسب‌ها: فاطمه زهرا س, رسول اکرم ص, ایام فاطمیه
نویسنده : مصباح
تاریخ : یکشنبه چهارم فروردین 1392
الهی عجل لولیک الفرج

خوشاکسی که به صبح قیامت از دل وجان

همی به دوستی صاحب الزمان خیزد

امام باقر(ع):

« لو ان الامام رفع من الارض ساعه لساخت باهله کما یموج البحر باهله».

« اگر ساعتی امام (ع) در زمین نباشد زمین اهلش را فرو برد همانگونه که امواج دریا انسان را در کام خود فرو می برد».

خدایا ما میدانیم که او هست واینچنین سیلی به صورتش میزنیم ؟

ما میدانیم ودربازار های عیدانه جزچشم چرانی کاردیگری نداریم؟

واقعاماهمان دخترکان وپسرکانی هستیم که قراربوده یارش باشیم یا کوله بارغمش؟

مولا جان به نظرت جواب این سوال هاچه می تواند باشد.آیا جزءِسوال هاییست که جوابی برایش نداریموباز هم میخواهیم تو جوابمان را بدهی؟

پس سوالهای تو برای برگشتن ماچه؟

................................................................................................................

زمان به سرعت میگذرد ازکجامعلوم برای فرداباشیم؟پس بیایید برگردیم چراکه همیشه یکی منتظر ماست.

دوستان عزیزمدتی نیستم.انشالله سالی که پیش رودارید سالی باشه که آرزوشومیکردید.ومحتاج دعای شماعزیزانم هستم.



:: برچسب‌ها: مهدی عج, عیدنوروز, عجل لولیک الفرج
نویسنده : مصباح
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391
حی علی البصیرت...

تیری میسان نویسنده،پژوهشگر و فعال سیاسی فرانسوی که بانوشتن کتاب «دروغ بزرگ» پر فروش ترین کتاب سال فرانسه، پشت پرده حوادث۱۱ دسپتامبر 2001 و ساختگی بودن آن را افشا کرد.به تازگی در مصاحبه با یک وبگاه خبری درباره امام خامنه ای گفته است: غرب همیشه رهبرانی داشته است ولی نه به این صورت و به این جامعیت. در غرب کمبود چنین فردی مشهود است، فردی که آینده را می بیند روشن تر از همه، آن را تعیین می کند که چطور ما به هدف های آینده برسیم. من به عنوان یک کاتولیک خودم را موظف می دانم که به حرف های ایشان گوش دهم، من می خواهم مطلبی را به شما ایرانیان بگویم:

شما فکر می کنید که آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای فقط متعلق به شما هستند، ولی اینان شخصیت های بین المللی هستند که به همه تعلق دارند.

*************************************

تنها کاری که ما باید دراین زمان انجام بدیم اینه که چشم دلهارو باز کنیم وخودمون خواهیم دید تیشه زدن به ریشه های مملکتمون رو که مهم ترین آن ها جداکردن ما از ولایت فقیه ومهدویته!!!حی علی البصیرت...



:: برچسب‌ها: حی علی البصیرت, آیت الله خمینی, آیت الله خامنه ای, ولایت
نویسنده : مصباح
تاریخ : یکشنبه سیزدهم اسفند 1391
روح خدایی که چنین گوهری...
نه پلاکی،نه کارتی،نه نامه ای ،مانده بودنداستخوان هایی که پیداکرده اند؛مال بچه هاست یاعراقی ها؟آنجایی هم که تفحص میکردند هم عراقی بود هم ایرانی.صدای یکیشان بلند شد.

یاحسین؛یاحسین؛بچه های خودمون هستن.به سمتش رفتند،پرسیدنداز کجا فهمیدی؟خاک را ازروی چیزی که دستش بود پاک کرد.آن را سمت بقیه گرفت وگفت از "عکس امام".

وآن زمان رسم،رسم مردانگی بود که تا لحظه ی مرگ نشان رهبر داشتیم یا بگذار بهتر بگویم عکس رهبر نشان مردانگی بود اما گاهی چه سخت است وقتی زانو زدن وخسته شدن کسانی را میبینی که با هیچ وپوچ میفروشند کشورشان را!ومی اندازند نام رهبر را از زبانشان.کسی نیست بگوید از تحریم تا رهبری فاصله زیاد است

سر حرفم عده ی قلیلی هستندوتمام دلگرمیمان همین امروز بود.خدایا شکرت.

 



:: برچسب‌ها: 22بهمن, حضورپرشورمردم ایران, روح الله
نویسنده : مصباح
تاریخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391
انك‌ لعلى‌ خلق‌ عظيم‌ .

آسمان را می نگری وهوای گرفته اش هوایت را می گیرد.وچه دردعظیمی که خلق عظیمی ترک میگوید دنیای تنگش را...

بلی محمد را میگویم همان مردی که خداوند در حق‌ش مى‌فرمايد: "انك‌ لعلى‌ خلق‌ عظيم‌ . براستى‌ كه‌ بر خلق‌ عظيمى‌ هستى‌" (سوره‌ قلم‌ آيه‌ 4) بنده‌ ناتوانى‌ چه‌ مى‌تواند در حق‌ پيامبرى‌ كه‌ سراپا فضيلت‌ و رحمت‌ و منبع‌ خير و نيكى‌ و بزرگوارى‌ است‌ بگويد؟ آنچه‌ مى‌گويم‌ قطره‌اى‌ است‌ از دريا.

وذهن کوچکم توان درک عظمت بزرگش را ندارد.ولی چه خوب میدانم که وقتی در حجه الوداع خداحافظی میکرد دلش امیدداشت که فرزندش مهدی روزی می آید ومیسازد دنیا ی غم آلودرا...

اس ام اس رحلت حضرت محمد (ص) - www.RadsMs.com

 

ادامه مطلب فراموش نشه....التماس دعا 

 



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391
عمه جان شرمنده ایم...

 

زینب جان شرمنده ایم که...

بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود

 وشرمنده تر آنکه ...

تو بی حسین شدی ولی ما هنوز حسینی نشدیم...

 



:: برچسب‌ها: امام حسین, ع, حضرت زینب, س
نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه دوم آذر 1391
به احترام خدافریادسکوت....

وچقدر سخت است فریاد درد. فریادی که سر هر تجربه بر تولازم میشودوتومجبوری پنهانش کنی ونمیدانی کِی تو را از پا خواهد انداخت.

و با امید، قلمی میزنی تا صدایش برسد وتمام امیدت برای نوشتن این پست خواندن آنهاییست که میخوانند ومیبینندو لباسِ بزرگیشان نمی گذارد ببینند.

گویی گناه را برای من وتو رقم زده اند نه آنها.

برای خود میبافند ،میگویند،حرف ها را تعبیرمیکنندوسکوت را تفسیر، هرآنگونه که دوست دارند درپی کارخودندودریغ از اینکه نمی دانند،به خدا نمی دانند خدایمان مشترک است.

بله با توام.باتویی که باز این آرزوی کهنه را بر دلم حاکم کردی که:ای کاش هیچ وقت دیگران را نمی شناختم...

به جای اینکه از هیچ گلایه بسازی واز همه چیز بهانه، یک لحظه دلت را بنگر ...مگر این رنگی نیست؟

-------------------------------------------------------------------------------------------وچقدرجالب است که انسان ها دوچشم دارند ویکی میبینند و یک چهره دارند ودورویی میکنند...

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391
چشم هاهم انتظار دیدار میکشند....

امشب چشم هایم یاری ام نمی کنند گویی در اختیار کس دیگری هستند.احساس میکنم خسته اند وفقط با برق حرم یک امام رئوف خستگی در میکنند....

اینکه میگویم امام رئوف در تیتر روزنامه ها ومجلات نخوانده ام این تنها کلمه ایست که می فهمم.به رسم همان مهربانی که امام رئوفم در اولین زیارت نصیبم کرد ومرا دیوانه خویش نمود...

من مهربانیش را احساس کردم و چنین دیوانه ام ِچشم های من شما چه دیدید که امشب اینگونه میکنید....

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد / بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف / به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

تولدتـــــــــــــــــــــــــ مبارکــــ آقا.



:: برچسب‌ها: اولین زیارت, اولین دعا
نویسنده : مصباح
تاریخ : چهارشنبه پنجم مهر 1391
فرقی نداردازکدام گروهی این مطلب برای محبین پیغمبر است...
دل هر عاشقی با شنیدن این خبر به درد می‌آید؛ شمایی که حرم نبوی را دیدید، رو به روی قبه الخضرا ایستادید و السلام علیک یا رسول‌الله گفتید، حتما بیشتر غربت پیامبر را حس کردید.نه؟

یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو کره المشرکون..

آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان‌شان خاموش کنند در حالی که خداوند نورش را گسترش می‌دهد حتی اگر مشرکان نخواهند و نپسندند.

حنما متوجه شدید که سر حرفم با کیاست؟؟اول با کسایی که ازفرط بی قدرتی وضعف فقط به نوعی با بر انگیختن احساس محبین اهل بیت میخوان دل پر از نکبتشونو خالی کنن.ودوم با کسایی که به جای اعتراض به سران کشور خودشون به خاطر پخش این فیلم نفرت انگیز  بی مقدمه یقه ی امریکارو چسبیدن وسوم با کسایی که تکیشونو دادن وبه خیالشون نمیاد....

حرف های زیادی برای گفتن هست اما قبل از همه چیز باید بگم وعده ما فردا مقر همیشگی انتظار،درصفوف منتظران صاحب عصر...

 

کاریکاتورهای روزنامه‌های دانمارکی، سوزاندن قرآن و حالا هم توهین به پیامبر؛ قتل عام مسلمانها در میانمار، اشغال فلسطین، کشتار بحرین و ...؛ اینها اتفاقی نیست، صهیونیست به شدت و همه جانبه در حال فعالیت است.

حتما ادامه مطلبو مطالعه کنید.یاعلی



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391
اینجا وادی دیگریست...

وادی دیگرمن همین دنیــــــــاست...

دنیایی پرازسرگردانی...دنیایی پر از علامت تعجب هایی که خودمان درست کردیم وپاسخی نداریم برایشان... همین دنیا را میگویم که ساکنش شدیم با دست های خالی،باقلب خالی وبازبان تهی....

همین دنیا را میگویم که در آن نشسته ایم ووقتی میگویند انسان سریع سرمان را بر میگردانیم تا ببینیم چه کسی با ماست؟

همین دنیا را میگویم که پر است از آنان که از بودن در دوران کودکی ملول میشوند؛عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی رامیخورند.

سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول میکنند؛بعد پولشان را خرج بدست آوردن سلامتی .

.با نگرانی نسبت به آینده،زمان حال فراموششان میشود؛چنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.

چنین زندگی میکنند که گویی هرگزنخواهند مرد؛چنان می میرندکه گویی هرگز زنده نبوده اند.

دنیای ما اینگونه نبود...اینگونه شد...ما همه جزیی از این چارچوب رنگی هستیم.فکر نمی کنید نیاز به کمکِ هم داریم تا یاد بگیریم زندگی کردن را؟دنیایی که خدا برایمان رقم زده بود اینگونه نبود.

بیاییدبه هم یاد بدهیم که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما میتوان محبوب دیگران شد.

بیاییدبه هم یاد بدهیم که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.

بیاییدبه هم یاد بدهیم که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخم عمیقی در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و

 سال ها وقت لازم خواهد بودتا آن زخم التیام یابد.

بیایید باور کنیم که  خـــــــــــــــداهرلحظه با ماست وتنها نیستیم.

آنوقت خواهیم دید انسانیت در وادی عشق را.....درست مثل کسانی که اینگونه شدند ورفتند تا بی نهایت...همان هایی را میگویم که  امروز در زبان هایمان گمنامند... .

 

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391
هرکس درپی کاری....
یکی مدال های المپیکش را میشمارد....

دیگری گناهانش را می شمارد وقرآن به سر میگیرد...

 

 

ودر همین نزدیکی کودکی میشمرد چند نفر از خانواده اش باقی مانده است...

 

وزندگی همین است. پستی بلندی اش به اندازه تفاوت زمین تا آسمان است اما یک کلمه مشترک دارد و آن این است که ما در هر صورت نیازمند کمکمش هستیم.

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391
ماه خدا ماه انتظار...

 

مؤمن از تمام اتفاق‌های عالم درس می‌گیرد و منتظر، از پدیده‌ها عبرت می‌آموزد.

 ماه مبارک رمضان نیز پدیده‌ای مبارک با درس‌های آموزنده فراوان است که می‌توان از آن، نکات راهبردی زیادی برای سلوک منتظرانه آموخت.

وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی؛

نگو خدا با من قهر است؛ 

او به تمام کائنات فرمان سکوت داده؛ 

تا حرف تو را بشنوند؛

پس حرف دلت را بگو ...

 

اگه میخواید مطالب بیشتری درباره این ماه مبارک بدونیدبفرماییدادامه مطلب...

 



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : جمعه ششم مرداد 1391
....

بی مقدمه شروع میکنم.شاید گفتنش زیاد هم درست نباشه ولی این  چندتا کلید بهترین چیزی هستن که میتونن دلمو خالی کنن.

دیروز جایی بودم وخیلی اتفاقی صدای خنده ی عده ای نظرم رو به خودش جلب کرد من هم که اهل خنده ووووو....

خلاصه رفتم ببینم چه خبره بلکه توی این هیرووریری  ماهم یه چیزی گفتیم ودل خلق خدا شاد شد ولی ....

دیدم  یه عده اینوریواونوری  همه شدن یکیو دارن یه کلیپو نگاه میکنن؟حالا کلیپه چی بود؟یه کلیپی که  توی اون به مسخره گرفته بودن  چیز هایی که یه زمانی برای کشورمون ارزش  بود.

من همشوندیدم ولی همین قسمتش برای من بس که  فیلم رهبر عزیزمونو گذاشته بودنو یه آقای از خدا بی خبر که معلوم بود از این بی کارای روزگاره داشت روضه میخوند که :آخ از کجای این جسم معلول بگم و...!!!!

همه هم می خندیدن .تا حالا اینقد احساس خستگی  نکرده بودم.

ازشون میپرسم اینو از کجا آوردید؟میگن از ماهواره!!!!الهی که اون ماهوارتون با جاش..........

آخه این رسمشه بی معرفتا...حالا کارتون به جایی رسیده که این کارارو می کنید...نمیدونم به خدا نمی دونم چه بهره ای از این کاراشون میبرن.اینه جواب  رهبر؟اینه جواب شهدا؟

با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار

 

 

اگه اینو گفتم به خاطر این بود که بگم:آهـــــــــــــــــــای اونایی  که  بر علیه ما دارید این چیز های بیخودو درست میکنید برید خوشحال باشید بازارتون داره گرم میشه ولی  اینو بدونید وقتی میگیم دست شهدا همراهه ماست حرف نیست ایمانه وقتی میگیم یه روزی کسی میاد که حال همه ی شمارو هم میگیره حرف نیست ایمانه....ایمان.



نویسنده : مصباح
تاریخ : سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391
اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟

سلام سلام سلام واونقدسلام که جای این مدت که نبودیم پر بشه دیگه.امیدوارم که حالتون خوب باشه.این اعیاد فرخنده رو هم خدمت تک تک شما دوستان عزیز تبریک وتهنیت عرض میکنم.داشتم به این فکر میکردم که چقدر خوبه هاااااااا!!!!!!همش عید بارونه.

این شعرروهم که داشتم میخوندم خیلی به دلم نشست گفتم بذارم شاید به دل پاک شما دوستای عزیز هم بنشینه.(انشالله که آقامونم از این شعر خوشش بیادو........)

زلفت اگر نبود نسيم سحر نبود

گمراه مي شديم نگاهت اگر نبود

 

مهر شما به داد تمناي ما رسيد

ورنه پل صراط چنين بي خطر نبود

 

تعداد بي نظيري تان روي اين زمين

از چهارده نفر به خدا بيشتر نبود

 

پيراهن،اشتياق نسيمانه اي نداشت

تا چشم هاي حضرت يعقوب ، تر نبود

 

بي تو چه گويمت؟ كه در اين خاك ،سرزمين

صدها درخت بود وليكن ثمر نبود

 

اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟

اي مرد با وقار چرا دير كرده اي ؟

 

اصل مطلبواگه میخواید........بفرمایید ادامه مطلب

 

 



:: ادامه مطلب
نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه هشتم تیر 1391
تنها خطي كه هميشه آزاد است خط خداست.

تنها خطي كه هميشه آزاد است و به هيچ وجه اشغال نمي شود، خط ارتباطي با خداست. طرف ديگر اين خط، هميشه يكي، چشم براه ماست. او هميشه گوش به زنگ است، مشكل از ماست كه گاهي كد تماس با خدا را از ياد مي بريم، و گرنه اين كد هميشه آزاد است.

 



نویسنده : مصباح
تاریخ : پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
عصر غربت لاله هاست ، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید

عصر غربت لاله هاست ، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید

                              

از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت

ما بعد از شما هیچ نکردیم ، چفیه هایتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود و دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا کسی نپرسید مزار باکری کجاست ؟؟؟

چرا وقتی گفتیم : یک گردان که همگی سربند یا حسین ( ع ) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد

چرا وقتی گفتند : تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید

چرا نمی دانیم شیمایی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است و چطورمی شود یک عمر با درد زیست

نمی دانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!!

ای شیهدان ما بعد از شما هیچ نکردیم

آن ندای یاحسین ( ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد .

یادتان هست که گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .

ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذاران کردیم .

یادتان هست هنگامی که گفتید :

رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگویید که بر یاران خمینی ( ره ) چه گذشت

آری بسیجیان و شهیدان زنده امروز ما

می دانیم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید

می دانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید

ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم

و از خاطرات حسین خرازی لذت ببریم

تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست

و تا شما هستید تنها عشق تنها میاندار این عرصه است ...

ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم

و فریاد برآوریم «‌ ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم »

ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم .

چرا که خون آنان است که می تپد .

و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .

مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند .

یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که :

بعد از شهدا چه کردیم، بعد از شهدا چه کردیم وبعداز شهدا چه کردیم؟...



نویسنده : مصباح
تاریخ : جمعه یازدهم فروردین 1391